
برایم نوشته بود:
گــاهی دست هایم به آرزوهایم نمیرسند
شاید چون آرزوهایم بلندند ...
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید:
امیدی هست ، چون خدایی هست
اری ، چه زیبا تکرار میکنم
امیدی هست ، چون خدایی هست ...
برایم نوشته بود:
گــاهی دست هایم به آرزوهایم نمیرسند
شاید چون آرزوهایم بلندند ...
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید:
امیدی هست ، چون خدایی هست
اری ، چه زیبا تکرار میکنم
امیدی هست ، چون خدایی هست ...
الله اکبر الله اکبر حسبنا الله و نعم الوکیل- این تنها چیزیست که میگوید، تنها چیزی که میتواند بگویند، چرا که امیدش فقط به یک معبود است، امید مادری که کودک بی جانش را در آغوش دارد، پدری که فرزند قطعه قطعه شده اش را دفن میکند. آقا جان، پس کی میآیید؟ دنیا منتظر و نیازمند شماست، قول میدهیم با جان هایمان و بدنهای قطعه قطعه شده مان از شما حمایت کنیم. دیگر طاقت این انتظار و این چشمان اشک آلود و این بی صاحب بودن را نداریم.
خطا از من است میدانم،
از من که سالهاست گفته ام،
"ایاک نعبد"
اما به دیگران هم دل سپرده
ام...
از من که سالهاست گفته ام،
ای لهجه ات ز نغمه ی باران فصیح تر
لبخندت از تبسم گلها ملیح تر
بر موی تو نسیم بهشتی دخیل بست
یعنی ندیده از خم زلفت ضریح تر
ای با خدای عرش ز موسی کلیم تر
با ساکنان فرش ز عیسی مسیح تر
وقتی سوال می شود از بهترین رسول
وقتی دیدی موقع راز و
نیازهات با خدا
خدا سکوت کرده
نگو خدا باهام قهرکرده
خدا به همه کائنات
دستور داده ساکت بشن
تا حرف تو رو بشنوه
پس حرف دلت رو بزن