
پاهایت آن طرف افتاده؟
همان کفشهای صورتی که پدرت
خریده بود؟
گریه نکن جانم،
ببین عروسکِ بی دست تو گریه
نمیکند...
عیبی ندارد تو به جای او هم
دست هایت را به سمت آسمان بالا ببر...
بگو: «خدایا بازیِ قایم موشک
است من و عروسکم میخواهیم پشت تو قایم شویم...»